سه
روز با شوهرش قهر كرده بود چون بیچاره تاریخ نامزدیشون رو یادش رفته بود.
اول فكر میكردم با شوخی و اینا بیخیال مشه... بعد دیدم نه قضیه جدیه و اصلا خودشم
حالش خرابه !
بهش گفتم بابا سالروز نامزدیتون مگه چقدر میتونه مهم باشه كه دو نفر رو اینقدر از
هم ناراحت كنه....
اصلا تو كه میدونی ممكنه یادش بره یه جور غیر مستقیم یادش میووردی... اینجوری هم
اون به خیال خودش (مردا همیشه اینجوری خیال میكنن ! ) خیلی خوشحالت كرده هم تو این
همه روز ناراحت نبودی هم من مجبور نبودم این قیافه زار تو رو تحمل كنم!
مثلا منو نیگا چون مطمئنم عمرا بابام با اون همه كار تاریخ تولدمو یادش
بیاد , خودم همین امروز زنگش زدم با نوع هدیه ای كه میخوام دعوتش كردم برای جشن
:دی !
اینجوری همه راضی و خوشحالن :دی
خدایی نباید از كسی انتظار داشت...البته اینجوری باید انتظارمون از خودمون, خیلی
بالا تر باشه... اخه سخته.
نه اینكه بخوام بگم دنیا تیره و تار شده و همه به فكر خودشونن و دنیای
ماشینی احساسات ادما رو له كرده و داریم جزغاله میشیم و الی اخیر...
فقط میخوام بگم اینجوری راحت تریم !
تبلیغات