بچه های خوب
دیشب مثل یک بچه خوب زود تر از همیشه رفتم تو رختخواب
صبحم مثل یک بچه خیلی خوب، بلند شدم که برای درس برم کتابخونه
ولی یک لحظه به خودم اومدم :دختر این روزهایی که می تونی تا هر ساعتی که دلت میخواد بخوابی،از یکی دو روز دیگه تا چند ماه، دیگه پیش نمیادااا ، پس تو رو جون مادرت بگیر بخواب
و من با اینکه خیلی هم سر حال بودم خودمو مجبور کردم به خواب
مثل یک بچه خیلی خیلی خوب
- خواهر کوچیکم اسم ماهیمونو گذاشته پیشی
هر دفعه که میخوایم باش بازی کنیم،تا به قول داداشم از تنهایی نمیره، تا صداش میکنیم، میره دورترین گوشه تنگ خودشو قایم میکنه
بیچاره ...
- نظرات [ ]
- نظرات [ ]
- نظرات [ ]
- دلم
- بچه های خوب
- این چند وقت
- نوروز 89
- بزرگ
- قایق دلم
- آقا پلیسه
- دلم آفتاب تابستون رو میخواد
- تولدم
- عین شین قاف
- این تابستون با سارا (دختر خاله ی 9 ساله من)
- "ای کاش" های بچه های عراق
- ای آرزوی آرزو
- پله پله...
- یک دونه سوال
- لیست آخرین پستها
- اردیبهشت 1389
- فروردین 1389
- اسفند 1388
- بهمن 1388
- آبان 1388
- مهر 1388
- تیر 1388
- خرداد 1388
- اردیبهشت 1388
- فروردین 1388
- اسفند 1387
- بهمن 1387
- لیست آرشیوها
-
یک مشت حرف های نگفته
-
حتی اگر ماهی ها گریه کنند
-
آدم خونه به دوش
-
acetaminophen
-
نصرالله سکرتر
-
در اوج تنهایی
-
خلوتگاد دل
-
ترانهء باران
-
پریشانگرد
-
حا میم
-
عاقلانه
-
اتامرون
- همه پیوندها
- کل بازدید :
- بازدید امروز :
- بازدید دیروز :
- بازدید این ماه :
- تعداد کل پست ها :
- آخرین بروز رسانی :
+ هدی -- سه شنبه 24 فروردین 1389
این چند وقت
یه چن تا اتفاق مهم افتاده تو زندگیم
بعضیاشون خوب بودن
بعضیاشون هنوز معلوم نیست خوبن یا بد
اون یک دونه که بد بود رو هم سعی میکنم خط بزنم
وقتی روزا یکنواخت نیست احساس خوبی داری
همیشه فکر میکردم اینایی که میگن ما 10 ساله ایران نبودیم... 15 ساله فلانیو ندیدیم ... 20 سال پیش از اونجا رفتیم...چقدر عمر کردن، چقدر پیرن که این سالها رو اینقدر ناچیز و کم میدونن.
الانم نظرم همونه، فقط لازم نیست پیر باشی ، حس میکنم با همه جوونیم خیلی عمر کردم
+ هدی -- پنجشنبه 19 فروردین 1389
نوروز 89
خونه رو تمیز میکنیم
جارو میکشیم
رو تختی رو عوض میکنیم
حتی حوله مهمون رو میذاریم تو دستشویی
طبیعیه
بعد از شیش ماه که بیاد خونه
میشه مثل مهمون
قبل از اینکه در رو باز کنم، یه نیگا میندازم به آینه
همه چی خوبه: زیاد عوض نشدم
-عیدتون مبارک
+ هدی -- یکشنبه 1 فروردین 1389
میگن اسمم هدی است
روز دانش آموز سال65 اولین
.روز زندگیم بود
دانشجو هستم و تقریبا
10 سالی هست ساکن بلژیکم
کشوری که خیلی سعی کردم اندازه
ایران دوستش داشته باشم
ولی انگار شدنی نیست
وبلاگم:از سال 1381
جاییه که همیشه دلم
.میخواسته داشته باشم
.جایی که راحت حرفامو بزنم
.جایی برای روزمرگی های آفتابیم
فهرست وبلاگ
آخرین پستها
آرشیو
اکثرا میخونم
تبلیغات